ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

329

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

پدرش هارون را پس از وفات او ترك كرد و بنزد برادرش امين رفت . حسن بن سهل بدستور مأمون جبرئيل را زندانى ساخت . چون سال دويست و دو هجرى رسيد ، حسن بن سهل به مرض شديدى مبتلى شد و از معالجهء اطباء نتيجه حاصل نكرد . لذا جبرئيل را از زندان آزاد نمود و او مشغول معالجهء حسن بن سهل گرديد و ظرف چند روز او را معالجه نموده ، تا شفا يافت . حسن بن سهل محرمانه اموال بسيارى به او ( جبرئيل ) بخشيد و كسالت خود را بمأمون خبر داد و كيفيت شفاى خود را بدست جبرئيل نيز گزارش نمود و از مأمون در مورد جبرئيل كسب تكليف كرده ؛ استدعاى عفو او را نمود . فثيون گفت : چون مأمون بپايتخت آمد ، يعنى در سال دويست و پنج هجرى به بغداد رسيد ، دستور داد كه جبرئيل در خانهء خود بنشيند و به خدمت حاضر نشود و دنبال داماد وى يعنى ميخائيل طبيب فرستاد و او را بجاى جبرئيل معين نمود . مأمون به او ( ميخائيل ) احترام بسيار مىنمود و اين احترام و اكرام به منظور ناراحت كردن جبرائيل بود . فثيون گفت : چون سال دويست و ده رسيد ، مامون به مرض سختى دچار گرديد و اطباء درجهء اول مشغول معالجهء او شدند ، ولى نتيجه‌اى بدست نيامد . مأمون به ميخائل گفت : داروهائى كه به من مىدهى ، مرا بيشتر ناراحت مىكند ، خوب است همهء اطباء را احضار كرده ، در كار من با آنها مشورت نمائى . در اين حال برادر مامون ابو عيسى « 1 » به او گفت : يا امير المؤمنين خوب است جبرئيل را دعوت كنيد زيرا او مزاج خانوادهء ما را از كودكى شناخته است . مامون از تذكر برادرش تجاهل كرد و ابو اسحق برادر مأمون يوحنا بن ماسويه « 2 » را احضار نمود . ولى ميخائيل او را ( يوحنا ) طعن و از وى انتقاد نمود و چون مأمون از استعمال داروهاى زياد ضعف فوق العاده يافت بوى تذكر دادند ، كه جبرئيل را احضار كند . مأمون دستور احضار جبرئيل را داد . جبرائيل حاضر شد و مأمون را معاينه كرد و رويه اطباء را دربارهء او تغيير داد و

--> ( 1 ) - ابو عيسى فرزند هارون الرشيد كه مادرش ايرانى و نامش مراجل مىباشد . ( 2 ) - شرح‌حال وى بعدا خواهد آمد .